محمد قوچاني، رضا خجستهرحيمي: سيدجواد طباطبايي پس از سالها تلاش فكري در عرصه سياست نظري تصميم گرفته است كه در خصوص سيست عملي با ما سخن بگويد و نگاه سياسي خود در شرايط انتخاباتي امروز را با ما در ميان بگذارد. اينچنين بود كه پاي سخن او نشستيم تا براي ما بگويد كه برنامه را بر فرد بايد ترجيح داد و اين مهدي كروبي است كه در شرايط امروز با برنامه به ميدان آمده است» » »
در ادامه تفسير و بررسي فصل ششم شهريار ماکياولي به اينجا رسيديم که مي گويد؛ «مرداني که اينچنين با هنر خويش به شهرياري رسند، آن را دشوار به دست مي آورند اما آسان نگه مي دارند» چون مشکلات تابعي از virtu آنهاست. «بخشي از دشواري کار در پي ريزي نهادها و راه و رسم هاي تازه يي است که استواري و ايمني دولت نوبنياد ناگزيربازبسته بدان است.» کلمه يي که ماکياولي در اينجا به کار مي برد بسيار اساسي و جزء اصطلاحات بسيار مهم ماکياولي است.» » »
در ادامه بررسي کتاب شهريار ماکياولي پس از تفسير فصل اول به فصل ششم مي پردازيم. فصل هاي قبلي، فصل هاي مهمي نيستند يا تا حدودي با خواندن ترجمه فارسي مطالب شان را مي شود فهميد و البته اين مطالب ربط چنداني به امروز ندارد يا با نظريه سياسي که ماکياولي دنبال مي کند کمتر ارتباط دارد» » »
ماکياولي درادامه جمله نخست از فصل يکم وقتي گفت دولت ها دو نوع هستند يا جمهوري ياشهرياري اضافه مي کند؛ «شهرياري ها يا از پدر به پدر ارث رسيده اند يانوبنياد هستند. نوبنيادها يا يکسره نوبنياد هستند مانند شهرياري فرانچسکواسفورت در ميلان يا پاره يي هستند. پيوندانيده به قلمرو موروثي پادشاه وفراچنگ آمده او.» معني اين جمله اين است که يا شهرياري ها يکسره نوبنيادهستند مثل ميلان يا اينکه بخشي هستند که ضميمه شده اند به قلمرو يک شاهديگر يا به قلمرو شهرياري ديگر. که در ادامه مثالي در اين مورد مي آورد؛ «چنانکه پيوند شهرياري ناپل با شهرياري اسپانيا اين گونه است.»
کتاب شهريار در شرايط خاصي نوشته شد. ماکياولي زماني که از دولت کنار گذاشته شد شروع کرد به تامل کردن در امر سياسي و در اينکه مناسبات سياسي چيست. تا پيش از اين ماکياولي به عنوان سفير و فرستاده جمهوري فلورانس در مذاکرات با قدرت هاي بزرگ حضور داشت و سياست را در عمل لمس کرده بود و به عبارت ديگر سياست روز و جديد را تجربه کرده بود» » »
آنچه در پی میآید گزارش درسگفتار سیدجواد طباطبایی در موسسه مطالعاتی اندیشه سیاسی- اقتصادی است. ماکياولي از بدنام ترين نويسندگان سياسي است به علت کار اساسي و مهمي که در حوزه انديشه به ويژه انديشه سياسي انجام داده است. زماني که ماکياولي کتاب خود را مي نوشت (در آغاز قرن شانزدهم م)، هنوز ارزش هاي عمده اروپايي، ارزش هاي کليسايي و الهيات مسيحي بود و بنابراين طبيعي است که ماکياولي بسيار زود بدنام شد و سپس عنوان کتابش در ليست کتاب هاي ممنوعه کليسايي وارد شد و مدت ها اين کتاب خوانده نمي شد و کساني که اين کتاب را مي خواندند، تکفير مي شدند» » »
بحران مالی آمریکا و تاثیرات آن بر عملکرد اقتصادی مدتی است که به یکی از موضوعات خبرساز جهانی تبدیل شده است. در جامعه ما نیز این موضوع با تاکید بیشتر بر جنبههای مخرب آن بدون پرداختن به ماهیت مساله به شدت ادامه دارد.
پرسشهای مهمی را به طور مستقیم و غیرمستقیم در رابطه با این بحران میتوان مطرح ساخت از جمله اینکه آیا این بحران ذاتی نظام بازار است یا از عوامل بیرونی (غیراقتصادی) نشات میگیرد؟ ماهیت بحران چیست؛ وقوع آن ناگزیر است یا میتوان از آن اجتناب کرد؟ نتیجه بحران نابودی نظام اقتصادی خواهد بود یا اصلاح مسیر و تصحیح اشتباهات؟» » »
سيدجواد طباطبايي دوره جديدي از کلاس هاي خود را در موسسه مطالعاتي انديشه سياسي - اقتصادي تشکيل داده است. وي که در گذشته و در همين موسسه «انديشه سياسي انقلاب فرانسه»، «توکويل و انقلاب فرانسه»، «کانت و فيشته»، «پديدارشناسي روح هگل» و «انديشه سياسي مارکس» را تدريس کرده بود، از چندي پيش سلسله کلاس هاي «تاريخ انديشه» را پيگيري مي کند. طباطبايي که در کلاس هاي اخير خود از متد «متن خواني» استفاده مي کند، در اولين قدم از توضيح تاريخ انديشه، «ماکياولي» را انتخاب کرده است. » » »
حامد زارع:سیدجواد طباطبایی متفكری است كه با دقتی فلسفی و با محوریت اندیشه و به خصوص اندیشه سیاسی كمر به بازخوانی انتقادی سنت و مرور دوباره تاریخ از منظری فلسفی بسته است. ثمره دقت فلسفی طباطبایی در تاریخ ایرانزمین نظریه زوال اندیشه و امتناع تفكر بوده است كه به انحطاط تاریخی ایران انجامیده است. به نظر طباطبایی هر چقدر از سرچشمههای فرزانگی ایران باستان فاصله گرفتهایم این زوال رخ نمایانتر شده است.» » »
متن سخنرانی جواد طباطبايىدر همایش «انقلاب مشروطه از منظر علوم اجتماعی». تیتر و زیر تیتر مطلب به انتخاب شهروند است
همانطور كه در عنوان این سمینار آمده است قرار است كه ما مشروطه را از منظر علوم اجتماعی بررسی كنیم. نكته مهم همین بررسی مشروطه از منظر «علوم اجتماعی» است. در مورد مشروطه تاكنون به اندازه كافی كتاب تاریخ نوشته شده است.» » »
بررسي سير انديشه نهادگرايي ايراني در گفتوگو با دكتر موسي غنينژاد
این گفتوگو نیاز به هیچ مقدمهای ندارد. چرا که هم دکتر موسی غنینژاد را میشناسیم و هم اندیشههای او را. او یکی از منتقدین جدی شاخههای تفکر اقتصاد دولتی است و در مقابل به شدت از اقتصاد رقابتی طرفداری ميکند.موسی غنینژاد اگر چه دانش آموخته فرانسه چپگرای سالهای 1978 تا 1982 است اما در اقتصاد، تفکر لیبرالیستی دارد. » » »
از ميان اقتصاددانان ايراني، هستند كساني كه در گذر زمان، تغيير مكتب دادهاند. اگر چپگرا بودهاند، به انديشه راست غلتيدهاند و اگر از دل راست بيرون آمدهاند، زماني كه بر مسند اجرا نشستهاند، يا برنامهنويسي كردهاند، كاملا به چپ متمايل شدهاند. «دكتر موسي غنينژاد اهري» هيچگاه تختهسياه، گچ، مباحثه، نقد را ترك نكرده، اما در ميانه راه، به تحقيق دريافته است كه بايد سازي ديگر كوك كند.» » »
گفتگوی سیروس علی نژاد با دکتر غنی نژاد در باره دمکراسی در ایران
موسی غنی نژاد: آزادی یعنی اینکه ساختار سیاسی طوری باشد که کسی نتواند آزادی را زیر سوال ببرد
در سالهای اخیر دکتر موسی غنی نژاد سرشناس روشنفکران طرفدار اقتصاد آزاد در ایران بوده که در هر موقعیتی از اهمیت و نقش اقتصاد آزاد در توسعه سیاسی سخن گفته است.
متن سخنرانی جواد طباطبايىدر همایش «انقلاب مشروطه از منظر علوم اجتماعی». تیتر و زیر تیتر مطلب به انتخاب شهروند است
همانطور كه در عنوان این سمینار آمده است قرار است كه ما مشروطه را از منظر علوم اجتماعی بررسی كنیم. نكته مهم همین بررسی مشروطه از منظر «علوم اجتماعی» است. در مورد مشروطه تاكنون به اندازه كافی كتاب تاریخ نوشته شده است.» » »
مصاحبه حاضر، حاصل گفتگويى طولانى با دكتر سيدجواد طباطبايى در زمينه هاى گوناگون است. نظر به اهميت بحث سنت و تجدد، آن بخش از گفتگوى مزبور كه به اين موضوع مربوط مى شود، در اينجا به محضر دانشوران ارجمند تقديم مى گردد.» » »
- حتي پيش از انتشار كتاب «نظريه حكومت قانون در ايران» هم نظريات شما درباره نهضت مشروطه بحث بر انگيز شده بود. نظرات شما درباره جايگاه و اهميت جريانهاي فكري در اين كتاب قابل توجه است و محل بحث (و احتمالاً سوءتفاهم). به عنوان اولين سئوال ميخواستم بپرسم موضع اصلي شما براي تحليل جنبش مشروطه چيست؟ با خواندن كتاب اين برداشت ميشود كه در نظر شما جنبش مشروطه حركتي در جهت مشروط كردن قدرت و قانونمند كردن آن بود تا برقراري دموكراسي. آيا اين برداشت درست است؟
تلاشـ در آستانه بيست و پنجمين سال انقلاب اسلامی قرار داريم. در سالگرد انقلابی که نتايج اجتماعی بسيار نامطلوبی ببار آورده است. تلخکامی و گزندگی شکست آن در کلام بسياری از روشنفکران و سياسيون ايران و حتی فرزندان تنی اين انقلاب و در صفوف خود حکومت آشکار است. آخرين نمونه ی آن بيانيه اکبر گنجی( مانيفست جمهوريخواهی ) که اعلام رسمی شکست انقلاب و انديشه مسلط برآن و همچنين به انتها رسيدن تمام ظرفيت نيروهائی است که به اين انديشه بنوعی آويخته اند. آيا از نظر شما انجام اين انقلاب در ايران اجتناب ناپذير بود؟
در این چند ماه چند گفت و گو داشتم که خیلی برایم لذت بخش بودند ، دکتر سروش ، دکتر طباطبایی و دکتر مجتهد شبستری که اولین گفت و گو از این سری امروز در روزنامه اعتماد ملی منتشر شده است ، با کمی تغییر . این جا متن بدون تغییرش را می گذارم . از گفت و گو با سروش و شبستری هم خیلی خوشم آمد که در یکی دو هفته آینده تقدیم خواهد شد.
جواد طباطبایی را به صراحت می شناسیم . معمولا مقدمه کتاب های او بحث بر انگیز تر از اصل کتاب هاست ، شاید به این خاطر که در همین مقدمه ها به نقد تند و تیز دیگران با ذکر نام می پردازد ، کاری که در میان اندیشمندان و روشنفکران ایرانی مرسوم نیست . او در این گفت و گو نیز هر جا که بحث به دیگران می کشید ، به صراحت نظرش را می گفت و از دیگران نیز انتظار داشت که با ذکر نام به نقدش بپردازند نه با گوشه و کنایه.
به اعتقاد دکتر موسی غنی نژاد اگر بخواهیم بدانیم چرا دموکراسی در ایران شکل نگرفت، ابتدا باید به توافقی از تعریف دموکراسی برسیم. او با تعریف پوپولیستی از دموکراسی (اجراى مطلق اراده و رأى اکثریت) میانه چندانى ندارند، بلکه معتقد است که رأی اکثریت می تواند اشتباه و از همه جهت غلط باشد؛ غلط به معنای اخلاقی، علمی، ارزیابی شرایط و هر تصور دیگری که به معنای اشتباه میشود.
ثمینا رستگاری : چرا روشنفکران با اقتصاد آزاد مخالفند؟ آیا این سوال برای جذابیت های ژورنالیستی این چنین کلی مطرح می شود؟ و یا واقعا روشنفکران ما همیشه مخالفان سرسخت غیردولتی شدن اقتصاد بوده اند؟ پاسخ را شاید بتوان در زیر غلبه روشنفکران چپ در تاریخ ایران جست وجو کرد شاید هم بتوان اثبات کرد که اساسا روشنفکر باید مخالف سرمایه داری باشد.
-یکی از مباحث محوری کتاب فرهنگ سیاسی ایران تاکید بر اقتصاد آزاد است. سریع القلم در این کتاب یکی از عوامل انحطاط در ایران را بی توجهی به اقتصاد آزاد و عدم بهره گیری از مواهب آن می داند. همان طور که می دانید این مباحث مسبوق به سابقه است و پیش از این توسط افرادی همچون فرید زکریا در نظریه تقدم لیبرالیسم بر دموکراسی مطرح شد. در ابتدا بهتر است مواضع شما در این خصوص مشخص شود و تهیه مقدمات این گفت وگو با جنابعالی باشد.
گزارش گفتگویمشروح “مهر” با دکتر غنی نژاد: بیشترین تصمیمات برای دولتی کردن اقتصادرا دولت موقت بازرگان گرفت / راه نجات اقتصاد ایران،”واقعی” و “منطقی” شدن است و بس/ در اقتصاد ملی نباید تسلیم فشار افکار عمومی شد
یکی از دوستان از قول یکی از بازاریان تهران که سخت از قوانین دست و پاگیراقتصادی به تنگ آمده بود، نقل می کرد که این تاجر کهنه کار به طعنه گفته بود: “کار فقط دلالی! خانه فقط استیجاری!”؛ در پس این شوخی به ظاهر ساده، حکایت تلخ اقتصاد ما جای دارد …
اقتصاد در نظام باز و سياسى شكوفا مى شود، گفت و گو با موسى غنى نژاد، يوسف ناصرى، ايران
دموكراسى كه ترجمه تحت اللفظى آن حكومت مردم است به نوعى حكومت اطلاق مى شود كه گزينش حاكمان يك نظام سياسى با رأى مردم صورت بگيرد و اين نخبگان دريك مدت زمان معين قدرت را به دست بگيرند.
قاعده كلى اين است كه اين برگزيدگان در صورت عدم تمايل رأى دهندگان در دوره بعدى به صورت مسالمت آميز، قدرت را به ديگر منتخبان مردم واگذاركنند.
حامد زارع: پایگذاشتن به سرزمین ذهنی «سیدجواد طباطبایی» و بازخوانی اندیشههای وی از ضروریترین امور در حیطه اندیشه سیاسی معاصر ما محسوب میشود. چه اینكه طباطبایی به بنیادیترین مسئله كه «اندیشه» باشد آن هم با چشمی فلسفی و نظرگاهی كه تاریخ را نیز در گستره دید خود دارد، میپردازد. این نوع پرداخت به تاریخ اندیشه سیاسی در ایران اگرچه گشایش روشنی در پژوهشهای معاصر دارد، اما به سبب رویكرد اندیشگی و منظری فلسفی و نیز پرداختی جامع به همراه روششناسی قوی، بیم بدفهمی و نافهمی و عدم توان تئوریك برای خوانش و تحلیل آثار طباطبایی همیشه وجود داشته است. موقعی این بیم به آفت تبدیل میشود كه قبل از فهم سخن به اتخاذ موضع كمر بسته شود.
حامد زارع: 200 سال پس از انتشار «پدیدارشناسی روح» اثر پرآوازه فریدریش ویلهام هگل، فیلسوف نامدار آلمانی نشستی با همین نام از سوی گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در دانشكده ادبیات این دانشگاه برگزار شد. در بخش نخست این نشست كه به تحلیل پدیدارشناسی روح اختصاص یافته بود، جامعترین مباحث در مورد این اثر سترگ فلسفی ارائه شد. محمود عبادیان استاد دانشگاه علامه ضمن تعریف اختلاف ذات و مثال نزد هگل گفت: «آنچه در ابتدا برای ما به مثابه رابطه بین آگاهی و خودآگاهی بود، حال باید برای آگاهی شود! هگل قصد ندارد آگاهی را از یك اصل برتر استنتاج كند؛ بلكه راهی را پیش میگیرد كه به آگاهی بیواسطه اجازه میدهد وابستگیها و فهم پیچیدگیهای خود را گام به گام دریابد.» » »
همانگونه که وعده دادهشدهبود، از امروز و به تناوب، مطالبی در بررسی آرا و نظرات روشنفکران معاصر ایران، در این محیط مجازی قرار خواهد گرفت. این دست بررسی، عمدتا با توجهی خاص (شاید با اغماض بتوان گفت، با محوریت) آرا و نظرات دکتر سید جواد طباطبایی صورت خواهد پذیرفت. اما این گزینش بر چه مبنا و با کدام توجیه روی میدهد؟
به زعم من دکتر طباطبایی (و پروژه فکری که دنبای میکند) یکی از پیچیدهترین و بغرنجترین روشنفکران معاصر ایران است. اگر بتوان مجموعه فعالیتهای هر روشنفکر را در دو ساحت نقد و نظریه به تصویر کشید، باید گفت، آنجا که دکتر به تبیین پروژه فکری خود پرداخته است کمتر کاری را به لحاظ حجم و گستردگی و صرف وقت زیاد در پژوهش میتوان با کار ایشان قیاس گرفت؛ و آنجا که ایشان وارد عرصه نقد و انتقاد میشود، کمتر گروه شناخته شده روشنفکری در ایران از کمان نقد وی مصون بوده است و کمتر روشنفکر شناخته شدهای را میتوان یافت که تیغ نقد ایشان را تجربه نکرده باشد. این هر دو ادعا را میتوان در تفصیل مطالبی که به مرور در این محیط قرار میگیرند به روشنی دید.
معرفى، نقد و بررسى كتاب «ديباچهای بر نظريه انحطاط ايران»
پس از انتشار كتاب «ديباچهای بر نظريه انحطاط ايران» نوشته پژوهشگر و انديشمند معاصر، آقاى دكتر جواد طباطبايى، «انجمن دوستداران انديشه»، كه يك نهاد انديشگى- فرهنگى است، بر آن شد تا اين اثر مهم را مورد بررسى و تأمل قرار دهد. از اين رو شمارى از اعضاء و دوستان انجمن، كتاب «ديباچه» را در نشستهاى پياپى در كتابخانه كوچك انجمن در برلين فصل به فصل و با دقت مورد بررسى قرار دادند و كوشيدند با تأمل و سنجش، موضوعها و مفهومهاى مطرح شده در كتاب را بهتر دريابند و با روشنى و تمايز لازم تأملاتى از اين دست پرسشهاى نوينى پيش آرند.
سيروس پرويزی
آخرين كتاب دكتر جواد طباطبايی استاد پيشين دانشكدهی حقوق دانشگاه تهران با عنوان مكتب تبريز و مبانی تجددخواهی انتشار پيدا كرده است. اگر دومين ويراست زوال انديشهی سياسی در ايران را نيز كه خود كتاب جديدی است، به شمار آوريم، اين چهارمين كتابی است كه از اين نويسنده در نخستين نيمهی دههی هشتاد منتشر شده است. البته، با صرف نظر از رسالهی سقوط اصفهان، كه در نوع خود نمونهای از تركيب نثر زيبای فارسی و دقتهای علمی و انديشگی است، و نيز رسالهای دربارهی مفهوم ولايت مطلقه در سدههای ميانه، كه اينك تفصيل آن در كتاب جدال جديد و قديم آمده است. » » »
گروه انديشه؛ديروزبخش نخست اين نوشته را درباره دولت و جامعه مدني از نظر هگل خوانديد،امروزبخش پاياني آن درپي مي آيد؛از نظر ارسطو، دولت امري طبيعي بود و اين مساله به مسيحيت منتقل شد. بدين صورت که تمام قدرت ها از خدا ناشي مي شد و آن را طبيعي مي دانستند. نقد انديشه سياسي قديم بر همين موضع طبيعي بودن وضع انسان صورت گرفت. با تحولات، انسان از وضع طبيعي بيرون آمد بعدها مارکس، انسان را موجود ابزار سازنده دانست. پس دولت را هم مي سازد و همه چيز بر طبق قرارداد ساخته مي شود. » » »
گفتوگوی روزنامه “ايران” با شهرام اسلامی محقق و پژوهشگر
هویت هر ملتی در طول تاریخ از مسیر پر فرازو نشیبی عبور کرده است. هویت مجموعه خصایصی است که تعلق فرد را به يک مکان محکم میکند و نظام ارزشها و هنجارهای او را مشروعيت میبخشد. اما یقیناً مفهوم هویت در اثر دگردیسیهای تاریخی دچار تحولات و تغییرات اساسی میشود. مثلاً اگر در قرن بیستم ایدئولوژیها در ساخت هویتها دخالت اساسی داشتند، امروز دستگاه مختصات جدیدی به نام مدرنیته هویتهای ملی، قومی را به چالش کشیده است. اینکه در عصر فرامدرن چه عناصری هویتها را میسازد و به چه جهان بینی برای تکوین هویت ایرانی باید معتقد بود، از جمله مسائلی است که در گفت و گو با شهرام اسلامی به بحث گذاشته میشود.» » »
خيلي از دانشجويانزمان نوشتن پايان نامه لحظه شماري ميكنند كه هرچه زودتر از شر اين بلاي آسماني خلاص بشوند . اما من وقتي كه كلمه پايان را در صفحه چهارصدم پايان نامه خودم نوشتم، غم غريبي در وجودم احساس كردم ناخودا آگاه بغضمگرفت و نميدر چشمانم نشست . تقريبا يك سال پيش در همين ايام بود كه موضوع پايان نامه توسط دكتر سيد جواد طباطبايي به من پيشنهاد شد .اعتراف ميكنم اولين بار كه دكتر با من در اين مورد صحبت كرد ترس وجودم را فرا گرفت ، اسمجواد طباطبايي ، اسمي نبود كه ادم بخواهد فقط براي تفنن و كسب تجربه به ان فكر كند . خصوصا اينكهنامدكتر طباطبايي بعد ازهجده سال دوباره در عرصه دانشگاه تهران مطرح مي شد ، اول بار احساس كردم اين فكر يك توهم تمام عيار است.» » »
سید جواد طباطبایی و پروژهی فکری او در سالهای اخیر –با توجه به تغییر سمتوسوی فکری بسیاری از افراد تعقیبکنندهی مسائل سیاسی در ایران (از توجه به وجوه بیرونی امور سیاسی و بینش سیاستزده، به رجوع به مبانی فکری بنیانی و فلسفی سیاست)- بسیار مورد توجه قرار گرفتهاست.
شاید شکست جنبش اصلاحات و بارز شدن بنیانهای کمعمق فکری آن در طول این چند سال، یکی از عوامل اساسی در تغییر سمتوسوی توجهات و و معطوفشدن دوبارهی آنها به سمت رابطهی “سنت و تجدد” و یافتن راه برونرفت از وضعیت کنونی با تبیین نسبت ما با این دو، بودهاست.
در جستوجوی منطق شکستهای پیدرپی
جواد طباطبایی علت شکستهای پیدرپی جنبش تجددخواهی را فقدان اندیشه و نبود مفاهیم بنیادین در پس این تحولات میداند. از نظر او “شکستهای پیدرپی تحولات تاریخی و تجدد در ایران، صرف نظر از جنبههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تاریخی، ناشی از فقدان اندیشهای منسجم و کمبود برخی مفاهیم بنیادینی است که بدون آنها شالودهی هیچ دگرگونی تاریخی عمدهای استوار نخواهد شد. ” او میکوشد تا با بازنگری در تاریخ ایران منطق درونی آن را بکاود و از این راه به تبیین راههای پیش رو بپردازد. آن گونه که او خود اشاره میکند، او “تاریخ نگار اندیشهی سیاسی در ایران نیست، بلکه حتا آنجا که به حوادث تاریخی اشاره میکند، به ورای تاریخ و لاجرم به منطق درونی اندیشه و برآمدن، بسط و زوال آن نظر دارد. “
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که مهمترین چالش فکری در ایران امروز هنوز بعد از گذشت دو قرن چالش سنت و تجدد است سوال از چیستی سنت و تجدد و رابطه جهان ایرانی با این دو مفهوم هنوز ذهن روشنفکر ایرانی را به خود مشغول داشته است. کمتر کتابی را میتوان در حوزه علوم انسانی و اجتماعی یافت که به این چالش نپرداخته باشد و یا حتی اشارهای به آن نکرده باشد. همه اینها نشان دهنده اهمیت این مفاهیم در حوزه روشنفکری ایران است. به قول دکتر میلانی رویارویی سنت و تجدد کلید درک و شناخت تاریخ صد سال اخیر ایران است.(۱)
نقدى بر نكته اى از مقدمه كتاب “تاريخ انديشه سياسى جديد در اروپا”، حسن قاضى مرادى، شرق
چه بسا روشنفكرانى كه گاه چون از تجدد و دموكراسى سخن بگويند، تامل وفاق جويانه اى در تو برانگيزند و اما اگر در پى احساس اينكه ساحت مباركشان در اثر تعرضى بحق يا حتى نابحق مخدوش شده واكنشى نشان دهند، تو به حيرت مى افتى كه چرا اينان خود در عمل پايبند آنچه مى گويند نيستند و بى مدارايى نشان مى دهند.و نمونه اش واكنشى است از سوى دكتر جواد طباطبايى به ادعاى معترضانه دكتر آرامش دوستدار نسبت به او در چند سال پيش كه بالاخره در مقدمه بخش نخست از جلد نخست كتاب «تاريخ انديشه سياسى جديد در اروپا» بروز يافت. » » »
سخنرانی فردریش فون هایک در دانشگاه سیدنی۶ اکتبر ۱۹۷۶
منتشر شده در تحقیقات جدید در فلسفه، سیاست، اقتصاد و تاریخ ایدهها، ۱۹۷۸
برگردان: فیروز قرشی
۱
تلاش برای یافتن معنای آنچه که ” عدالت اجتماعی” نام گرفته است، طی بیش از ده سال یکی از مشغلههای اصلی من بوده است. این تلاش با ناکامی روبرو شد؛ درستتر گفته باشم بدین نتیجه رسیدم که در جامعه انسانهای آزاد این عبارت از هر گونه معنائی تهی است. با وجود این، کاوش اینکه بچه دلیل این عبارت طی یک سده بر بحثها غالب بوده- و برخی گروههاهمهجا آنرا با موفقیت به کار گرفته اند تا آوردن بخش بزرگی از موهبتهای زندگی را بشارت دهند- شایسته توجه است. » » »
عقیده راسخی در همه کشورهای دموکراتیک و خصوصا آمریکا رایج است که طبق آن تاثیر روشنفکران بر سیاست ناچیز است. این امر مسلما در بعضی موارد صحت دارد، یعنی در مورد قدرت تاثیرگذاری آنها از طریق عقاید خاص خود در زمان معین و یا قابلیت تغییر دادن رای مردم در خصوص مسائلی که نقطهنظرات توده مردم با نظرات روشنفکران متفاوت است. با این همه اگر در درازمدت مساله را بررسی کنیم شاید تاثیر روشنفکران در این کشورها هرگز به اندازه امروز مهم نبوده باشد. آنها این قدرت را با شکل دادن به افکار عمومی اعمال میکنند. عجیب است که با مشاهده تاریخ دوران اخیر قدرت تعیین کننده این سمساران (کهنهفروشان) حرفهای اندیشهها هنوز درک نشده است. توسعه سیاسی دنیای غرب در صد سال اخیر به خوبی نشان دهنده این امر است.
بايد بنشينيم بر سر سنت و به موقعيت و نوع مناسبت خودمان و سنت مان با دنيای مدرن بينديشيم. اگر تجربه مدرنيزاسيون ايران کاملاً موفق نبود، دلايلش را بايد در جای اساسی تری جست وجو کرد و فقط به پای سنت ننوشت. آنچه که ما در دوره مشروطه اهميت داديم، استقلال بود نه دموکراسی و نه آزادی های فردی. ما در واقع به جهت مشکلات تاريخمان دموکراسی را در انقلاب مشروطه قربانی کرديم
ثمينا رستگاری؛ ماشاءالله آجودانی برای کسانی که روی اين خطوط توقف کرده اند ناشناخته نيست. او با خلق اثر «مشروطه ايرانی» نام خود را به تصويرگران جدال بی پايان سنت و مدرنيسم در اين سرزمين پيوند زد.
(بحثي در شرايط امکان يا امتناع تاريخ نويسي ايراني)
بهار زنده رودي
پيشگفتار
انتشار کتاب «ديباچه اي بر نظرية انحطاط ايران» (1)، فرصتي را فراهم آورده، تا با بازبيني به تاريخ گذشتة ايران، پرسش هايي نو در رابطه با اين تاريخ مطرح شود. مهمترين پرسش اين است که: چگونه مي توان تاريخ ايران را نوشت؟ پاسخ، شايد با پرسشي ديگر داده شود و آن اينکه: مگر تاريخ ايران نوشته نشده است و اصولا” چه ضرورتي به تاريخ نويسي دوباره وجود دارد؟ اگر بخواهيم مبنا را بر آگاهي قرار دهيم تا از آگاهي فردي به آگاهي اجتماعي و آنگاه به آگاهي تاريخي برسيم، مي توان گفت که تاريخ مي نويسيم تا به يک چنين آگاهي تاريخي برسيم، تا روابط و مناسبات خود را با ديگران، روشن و تنظيم کنيم. نوشتة حاضر مي کوشد، به بحث در شرايط امکان يا امتناع تاريخ نويسي بپردازد و از آنجا که نگارندة اين سطور معتقد به شرايط امتناع است، پس تلاش مي کند نشان دهد که تاريخ ايران نوشته نشده است و تا شرايط امکان پديد نيايد، امکان تاريخ نويسي در ايران نيز وجود ندارد. » » »
سال گذشته بخشي از آخرين كتاب بحثانگيز سيد جواد طباطبايي در بخش كتاب خردنامه به چاپ رسيد، پس از آن نقدي بر اين كتاب به قلم علي اصغر حقدار باز هم در خردنامه چاپ شد و حالا اين دومين نقدي است كه براي كتاب مكتب تبريز و مباني تجددخواهي منتشر ميشود. و اين تنها نشان از اهميت اين كتاب دارد كه با گذشت يك سال از انتشار آن هنوز هم قابليت بحث و بررسي بيشتر دارد. اين كتاب از سوي انتشارات ستوده تبريز در اوايل سال 85 به بازار كتاب عرضه شده است.
كتاب «مكتب تبريز و مباني تجددخواهي» نوشته دكتر سيد جواد طباطبايي، بخش نخست جلد دوم تاملي درباره ايران است كه به نوشته طباطبايي «به طور عمده انديشه سياسي دوران جديد ايران تا فراهم آمدن جنبش مشروطه خواهي را مورد بررسي قرار ميدهد»(ص 33).