مصاحبه حاضر، حاصل گفتگويى طولانى با دكتر سيدجواد طباطبايى در زمينه هاى گوناگون است. نظر به اهميت بحث سنت و تجدد، آن بخش از گفتگوى مزبور كه به اين موضوع مربوط مى شود، در اينجا به محضر دانشوران ارجمند تقديم مى گردد. » » »
سنت، نگاه وارونه
مبانی نظری اقتصاد سیاسی
باز خوانی آراء اقتصاددانی که دو قرن درباره اش سکوت کرده اند
آنتوان دومونکرتین؛ مبانی نظری اقتصاد سیاسی
در اغلب نوشتههای مربوط به تاریخ اندیشه اقتصادی، مونکرتین صرفا به همین فضیلت نامگذاری علم جدید شناخته میشود و نه بیشتر. مورخان اندیشه اقتصادی کمتر به محتوای رساله وی پرداختهاند و با طبقهبندی وی در گروه نویسندگان مرکانتیلست به اشارهای به عنوان رساله وی اکتفا کردهاند. » » »
خدایگان و بنده - بخش پایانی
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?14951
بخشی اول جلسه ششم این کلاس چهارشنبه دو هفته گذشته منتشر شد. آنچه میخوانید بخش پایانی است که به دلیل انتشار ویژهنامه «علی شریعتی» با تاخیر منتشر میشود. «آنچه برای آرزوی محض میسر نشد یعنی خدایگان نتوانست ایجاد كند یا خدایگان در تنهایی نمیتوانند ایجاد كنند اینك برای خدایگان میسر میشود زیرا آن میتواند كه چیز را یكسره نابود كند و نیازهای خودش هم از طریق آن نفی میكند.» یعنی آنچه خدایگان در تنهایی نمیتوانند ایجاد كنند بنده برای او ایجاد میكند او از این طریق است كه نیاز خودش را رفع میكند. » » »
خدایگان و بنده
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?13318
عارف آهنی: آنچه در پی میآید گزارش بخش اول ششمین درسگفتار سیدجواد طباطبایی در موسسه مطالعاتی اندیشه سیاسی- اقتصادی است. بخش دوم این گزارش چهارشنبه هفته آینده منتشر میشود.
فیلسوف پرسش و دشمنان آن
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?12341
حامد زارع: پایگذاشتن به سرزمین ذهنی «سیدجواد طباطبایی» و بازخوانی اندیشههای وی از ضروریترین امور در حیطه اندیشه سیاسی معاصر ما محسوب میشود. چه اینكه طباطبایی به بنیادیترین مسئله كه «اندیشه» باشد آن هم با چشمی فلسفی و نظرگاهی كه تاریخ را نیز در گستره دید خود دارد، میپردازد. این نوع پرداخت به تاریخ اندیشه سیاسی در ایران اگرچه گشایش روشنی در پژوهشهای معاصر دارد، اما به سبب رویكرد اندیشگی و منظری فلسفی و نیز پرداختی جامع به همراه روششناسی قوی، بیم بدفهمی و نافهمی و عدم توان تئوریك برای خوانش و تحلیل آثار طباطبایی همیشه وجود داشته است. موقعی این بیم به آفت تبدیل میشود كه قبل از فهم سخن به اتخاذ موضع كمر بسته شود.
حق طبیعی مدرن و اقتصاد سیاسی
دکتر موسی غنی نژاد
http://www.rastak.com/printshow.php?id=1338
به اعتقاد آدم اسمیت، دولت حتی با انگیزه های خیرخواهانه هم حق دخالت در کسب و کار مردم را ندارد نظریه جدید «حق طبیعی» که نقطه اوج آن را نزد متفکران قرن هفدهم اروپا بهخصوص انگلیس میتوان سراغ گرفت، » » »
پیكار برای مرگ
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?10569
عارف آهنی: پنجمین جلسه تفسیر سیدجواد طباطبایی از كتاب «پدیدارشناسی روح» هگل در موسسه مطالعاتی اندیشه سیاسی- اقتصادی برگزار شد. آنچه در پی میآید، نقل به مضمون گفتار طباطبایی در کلاس است.
در هفته گذشته یكی از منازل پدیدارشناسی به نام «طبیعت و آزادی» را مورد بررسی قرار دادیم. این هفته اندكی به عقب برمیگردیم و به جایی میرسیم كه هگل در پدیدارشناسی روح بحث آگاهی فردی را انجام داده است. » » »
روشنفکران از اقتصاد چیزی نمی دانند
گفت وگو با دکتر موسی غنی نژاد
ثمینا رستگاری : چرا روشنفکران با اقتصاد آزاد مخالفند؟ آیا این سوال برای جذابیت های ژورنالیستی این چنین کلی مطرح می شود؟ و یا واقعا روشنفکران ما همیشه مخالفان سرسخت غیردولتی شدن اقتصاد بوده اند؟ پاسخ را شاید بتوان در زیر غلبه روشنفکران چپ در تاریخ ایران جست وجو کرد شاید هم بتوان اثبات کرد که اساسا روشنفکر باید مخالف سرمایه داری باشد.
آگاهی به آگاهی
* برای خرید dvd/cd این درسگفتار ها با http://www.ispet.ir
تماس بکیرید تلفن: 25-88443823 فكس: 88443821
عارف آهنی: آنچه در پی میآید گزارش تفسیر سیدجواد طباطبایی از كتاب «پدیدارشناسی روح» هگل است كه هر دوشنبه در این صفحه منتشر میشد. ویژهنامه نمایشگاه كتاب روزنامه در روند انتشار این درسگفتارها وقفه ایجاد كرد. حال جلسه سوم و چهارم این درسگفتارها را میخوانید. جملات متن این گزارش همه نقل به مضمون گفتارطباطبایی در كلاس است.
» » »
تجدد سیاسی یعنی حكومت قانون
- حتي پيش از انتشار كتاب «نظريه حكومت قانون در ايران» هم نظريات شما درباره نهضت مشروطه بحث بر انگيز شده بود. نظرات شما درباره جايگاه و اهميت جريانهاي فكري در اين كتاب قابل توجه است و محل بحث (و احتمالاً سوءتفاهم). به عنوان اولين سئوال ميخواستم بپرسم موضع اصلي شما براي تحليل جنبش مشروطه چيست؟ با خواندن كتاب اين برداشت ميشود كه در نظر شما جنبش مشروطه حركتي در جهت مشروط كردن قدرت و قانونمند كردن آن بود تا برقراري دموكراسي. آيا اين برداشت درست است؟
روشنفکران معاصر ایران
هومن قاسمی
همانگونه که وعده دادهشدهبود، از امروز و به تناوب، مطالبی در بررسی آرا و نظرات روشنفکران معاصر ایران، در این محیط مجازی قرار خواهد گرفت. این دست بررسی، عمدتا با توجهی خاص (شاید با اغماض بتوان گفت، با محوریت) آرا و نظرات دکتر سید جواد طباطبایی صورت خواهد پذیرفت. اما این گزینش بر چه مبنا و با کدام توجیه روی میدهد؟
به زعم من دکتر طباطبایی (و پروژه فکری که دنبای میکند) یکی از پیچیدهترین و بغرنجترین روشنفکران معاصر ایران است. اگر بتوان مجموعه فعالیتهای هر روشنفکر را در دو ساحت نقد و نظریه به تصویر کشید، باید گفت، آنجا که دکتر به تبیین پروژه فکری خود پرداخته است کمتر کاری را به لحاظ حجم و گستردگی و صرف وقت زیاد در پژوهش میتوان با کار ایشان قیاس گرفت؛ و آنجا که ایشان وارد عرصه نقد و انتقاد میشود، کمتر گروه شناخته شده روشنفکری در ایران از کمان نقد وی مصون بوده است و کمتر روشنفکر شناخته شدهای را میتوان یافت که تیغ نقد ایشان را تجربه نکرده باشد. این هر دو ادعا را میتوان در تفصیل مطالبی که به مرور در این محیط قرار میگیرند به روشنی دید.
نظریه حكومت قانون در ایران
پس از انتشار کتاب نظریه حکومت قانون در ایران که عنوان پرفروشترین کتاب ماه را به خود اختصاص داد دکتر طباطبایی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به دعوت جامعه فرهنگی دانشکده در تاریخ 19/12/86 حاضر شد و ضمن انتقاد از اینکه دانشگاههای ما سهمی در تولید علوم اجتماعی و انسانی ندارند به شرح آراء بنیادی خود در این کتاب پرداخت.
مولف كتاب «نظریه حكومت قانون در ایران»، سخنان خود را با بررسی وضعیت اجتهاد در علوم انسانی آغاز كرد: «علم سیاست نیازمند كسانی است كه عالم به وضعیت علوم سیاسی در جهان بوده و نیز به مسائل ایران اشراف داشته باشند. در ایران یا بحثی از اجتهاد نبوده یا زمانی طرح شد كه امكان اجتهاد وجود نداشته است »
تجدد از راه نقد سنت
نگاهي به گفت وگوي دکتر ماشاءالله آجوداني با روزنامه شرق
آقاي ماشاءالله آجوداني در گفت وگويي با روزنامه شرق (هشتم خردادماه 86) چکيده اي از آراي خود در باب سنت و تجدد به دست داده است که از هر نظر قابل تامل است. پرسش هاي هوشمندانه مصاحبه کننده، خانم ثمينا رستگاري و پاسخ هاي صريح و روشن ايشان يکي از ويژگي هاي مثبت اين گفت وگو است که نمونه آن را کمتر مي توان در جايي ديگر يافت.
سه گوشهی چهار پهلو؟
“روشنفکر دینی”: “سه گوشهی چهار پهلو”؟!
یا انسان ِ بالدار”؟! یا چی ؟! یا کی؟!
نامه سرگشاده ای به دکتر عبدالکریم سروش
اسماعیل خوئی
• گرفتاری در این است که او هم خدا را میخواهد، هم خرما را: هم این جهان را، هم آن جهان را، هم “علم” را هم “ناعلم” یا “فرا علم” را. و این نمیشود، آقای دکتر! نمیشود…
سنت، نگاه وارونه
مصاحبه حاضر، حاصل گفتگويى طولانى با دكتر سيدجواد طباطبايى در زمينه هاى گوناگون است. نظر به اهميت بحث سنت و تجدد، آن بخش از گفتگوى مزبور كه به اين موضوع مربوط مى شود، در اينجا به محضر دانشوران ارجمند تقديم مى گردد. » » »
تجدد سیاسی یعنی حكومت قانون
- حتي پيش از انتشار كتاب «نظريه حكومت قانون در ايران» هم نظريات شما درباره نهضت مشروطه بحث بر انگيز شده بود. نظرات شما درباره جايگاه و اهميت جريانهاي فكري در اين كتاب قابل توجه است و محل بحث (و احتمالاً سوءتفاهم). به عنوان اولين سئوال ميخواستم بپرسم موضع اصلي شما براي تحليل جنبش مشروطه چيست؟ با خواندن كتاب اين برداشت ميشود كه در نظر شما جنبش مشروطه حركتي در جهت مشروط كردن قدرت و قانونمند كردن آن بود تا برقراري دموكراسي. آيا اين برداشت درست است؟
گستره ی اقتدار دين
گستره ی اقتدار دين
تلاش ـ در آستانه بيست و پنجمين سال انقلاب اسلامی قرار داريم. در سالگرد انقلابی که نتايج اجتماعی بسيار نامطلوبی ببار آورده است. تلخکامی و گزندگی شکست آن در کلام بسياری از روشنفکران و سياسيون ايران و حتی فرزندان تنی اين انقلاب و در صفوف خود حکومت آشکار است. آخرين نمونه ی آن بيانيه اکبر گنجی( مانيفست جمهوريخواهی ) که اعلام رسمی شکست انقلاب و انديشه مسلط برآن و همچنين به انتها رسيدن تمام ظرفيت نيروهائی است که به اين انديشه بنوعی آويخته اند. آيا از نظر شما انجام اين انقلاب در ايران اجتناب ناپذير بود؟
من روشنفکر تمام وقت نیستم
گفتوگوی با علی اصغر سیدابادی
در این چند ماه چند گفت و گو داشتم که خیلی برایم لذت بخش بودند ، دکتر سروش ، دکتر طباطبایی و دکتر مجتهد شبستری که اولین گفت و گو از این سری امروز در روزنامه اعتماد ملی منتشر شده است ، با کمی تغییر . این جا متن بدون تغییرش را می گذارم . از گفت و گو با سروش و شبستری هم خیلی خوشم آمد که در یکی دو هفته آینده تقدیم خواهد شد.
نقد روشنفکری دينی
برگرفته از کتابچه، وبلاگ مهدی خلجي
آنچه در پی میخوانيد، متن کامل مصاحبهی جواد طباطبايی، فيلسوف و تاريخنگار انديشهی سياسی ايران است که دو سه سال پيش با روزنامهی همشهری در تهران انجام شد. روزنامهی همشهری، بخشی از سخنان طباطبايی را به ملاحظات مرسوم و معمول منتشر نکرد. متن زير دربردارندهی حذفها و بريدهگیهاست. گفتن ندارد که انتشار اين مصاحبه در اينجا تنها برای در دسترس گذاشتن متنی است که در دسترس نيست
نفت را دولتی کردیم افتخار هم می کنیم
گفت و گو با دکترموسی غنی نژاد
به اعتقاد دکتر موسی غنی نژاد اگر بخواهیم بدانیم چرا دموکراسی در ایران شکل نگرفت، ابتدا باید به توافقی از تعریف دموکراسی برسیم. او با تعریف پوپولیستی از دموکراسی (اجراى مطلق اراده و رأى اکثریت) میانه چندانى ندارند، بلکه معتقد است که رأی اکثریت می تواند اشتباه و از همه جهت غلط باشد؛ غلط به معنای اخلاقی، علمی، ارزیابی شرایط و هر تصور دیگری که به معنای اشتباه میشود.
روشنفکران از اقتصاد چیزی نمی دانند
گفت وگو با دکتر موسی غنی نژاد
ثمینا رستگاری : چرا روشنفکران با اقتصاد آزاد مخالفند؟ آیا این سوال برای جذابیت های ژورنالیستی این چنین کلی مطرح می شود؟ و یا واقعا روشنفکران ما همیشه مخالفان سرسخت غیردولتی شدن اقتصاد بوده اند؟ پاسخ را شاید بتوان در زیر غلبه روشنفکران چپ در تاریخ ایران جست وجو کرد شاید هم بتوان اثبات کرد که اساسا روشنفکر باید مخالف سرمایه داری باشد.
جداناپذیری توسعه اقتصادی و سیاسی
کتاب فرهنگ سیاسی ایران در گفت وگو با موسی غنی نژاد
برگرفته از : اعتماد
دولتی کردن اقتصاد
گزارش گفتگوی مشروح “مهر” با دکتر غنی نژاد: بیشترین تصمیمات برای دولتی کردن اقتصاد را دولت موقت بازرگان گرفت / راه نجات اقتصاد ایران،”واقعی” و “منطقی” شدن است و بس/ در اقتصاد ملی نباید تسلیم فشار افکار عمومی شد
یکی از دوستان از قول یکی از بازاریان تهران که سخت از قوانین دست و پاگیراقتصادی به تنگ آمده بود، نقل می کرد که این تاجر کهنه کار به طعنه گفته بود: “کار فقط دلالی! خانه فقط استیجاری!”؛ در پس این شوخی به ظاهر ساده، حکایت تلخ اقتصاد ما جای دارد …
اقتصاد در نظام باز
اقتصاد در نظام باز و سياسى شكوفا مى شود، گفت و گو با موسى غنى نژاد، يوسف ناصرى، ايران
دموكراسى كه ترجمه تحت اللفظى آن حكومت مردم است به نوعى حكومت اطلاق مى شود كه گزينش حاكمان يك نظام سياسى با رأى مردم صورت بگيرد و اين نخبگان دريك مدت زمان معين قدرت را به دست بگيرند.
قاعده كلى اين است كه اين برگزيدگان در صورت عدم تمايل رأى دهندگان در دوره بعدى به صورت مسالمت آميز، قدرت را به ديگر منتخبان مردم واگذاركنند.
فیلسوف پرسش و دشمنان آن
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?12341
حامد زارع: پایگذاشتن به سرزمین ذهنی «سیدجواد طباطبایی» و بازخوانی اندیشههای وی از ضروریترین امور در حیطه اندیشه سیاسی معاصر ما محسوب میشود. چه اینكه طباطبایی به بنیادیترین مسئله كه «اندیشه» باشد آن هم با چشمی فلسفی و نظرگاهی كه تاریخ را نیز در گستره دید خود دارد، میپردازد. این نوع پرداخت به تاریخ اندیشه سیاسی در ایران اگرچه گشایش روشنی در پژوهشهای معاصر دارد، اما به سبب رویكرد اندیشگی و منظری فلسفی و نیز پرداختی جامع به همراه روششناسی قوی، بیم بدفهمی و نافهمی و عدم توان تئوریك برای خوانش و تحلیل آثار طباطبایی همیشه وجود داشته است. موقعی این بیم به آفت تبدیل میشود كه قبل از فهم سخن به اتخاذ موضع كمر بسته شود.
نعلین رئالیسم را به در آوریم
http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?10385
حامد زارع: 200 سال پس از انتشار «پدیدارشناسی روح» اثر پرآوازه فریدریش ویلهام هگل، فیلسوف نامدار آلمانی نشستی با همین نام از سوی گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در دانشكده ادبیات این دانشگاه برگزار شد. در بخش نخست این نشست كه به تحلیل پدیدارشناسی روح اختصاص یافته بود، جامعترین مباحث در مورد این اثر سترگ فلسفی ارائه شد. محمود عبادیان استاد دانشگاه علامه ضمن تعریف اختلاف ذات و مثال نزد هگل گفت: «آنچه در ابتدا برای ما به مثابه رابطه بین آگاهی و خودآگاهی بود، حال باید برای آگاهی شود! هگل قصد ندارد آگاهی را از یك اصل برتر استنتاج كند؛ بلكه راهی را پیش میگیرد كه به آگاهی بیواسطه اجازه میدهد وابستگیها و فهم پیچیدگیهای خود را گام به گام دریابد. » » »
روشنفکران معاصر ایران
هومن قاسمی
همانگونه که وعده دادهشدهبود، از امروز و به تناوب، مطالبی در بررسی آرا و نظرات روشنفکران معاصر ایران، در این محیط مجازی قرار خواهد گرفت. این دست بررسی، عمدتا با توجهی خاص (شاید با اغماض بتوان گفت، با محوریت) آرا و نظرات دکتر سید جواد طباطبایی صورت خواهد پذیرفت. اما این گزینش بر چه مبنا و با کدام توجیه روی میدهد؟
به زعم من دکتر طباطبایی (و پروژه فکری که دنبای میکند) یکی از پیچیدهترین و بغرنجترین روشنفکران معاصر ایران است. اگر بتوان مجموعه فعالیتهای هر روشنفکر را در دو ساحت نقد و نظریه به تصویر کشید، باید گفت، آنجا که دکتر به تبیین پروژه فکری خود پرداخته است کمتر کاری را به لحاظ حجم و گستردگی و صرف وقت زیاد در پژوهش میتوان با کار ایشان قیاس گرفت؛ و آنجا که ایشان وارد عرصه نقد و انتقاد میشود، کمتر گروه شناخته شده روشنفکری در ایران از کمان نقد وی مصون بوده است و کمتر روشنفکر شناخته شدهای را میتوان یافت که تیغ نقد ایشان را تجربه نکرده باشد. این هر دو ادعا را میتوان در تفصیل مطالبی که به مرور در این محیط قرار میگیرند به روشنی دید.
تأملى در باره ايران
معرفى، نقد و بررسى كتاب «ديباچهای بر نظريه انحطاط ايران»
روشنفكری در زمانهی عسرت
سيروس پرويزی
آخرين كتاب دكتر جواد طباطبايی استاد پيشين دانشكدهی حقوق دانشگاه تهران با عنوان مكتب تبريز و مبانی تجددخواهی انتشار پيدا كرده است. اگر دومين ويراست زوال انديشهی سياسی در ايران را نيز كه خود كتاب جديدی است، به شمار آوريم، اين چهارمين كتابی است كه از اين نويسنده در نخستين نيمهی دههی هشتاد منتشر شده است. البته، با صرف نظر از رسالهی سقوط اصفهان، كه در نوع خود نمونهای از تركيب نثر زيبای فارسی و دقتهای علمی و انديشگی است، و نيز رسالهای دربارهی مفهوم ولايت مطلقه در سدههای ميانه، كه اينك تفصيل آن در كتاب جدال جديد و قديم آمده است. » » »
درسگفتارهاي هگل
دکتر سيدجواد طباطبايي
گروه انديشه؛ديروزبخش نخست اين نوشته را درباره دولت و جامعه مدني از نظر هگل خوانديد،امروزبخش پاياني آن درپي مي آيد؛از نظر ارسطو، دولت امري طبيعي بود و اين مساله به مسيحيت منتقل شد. بدين صورت که تمام قدرت ها از خدا ناشي مي شد و آن را طبيعي مي دانستند. نقد انديشه سياسي قديم بر همين موضع طبيعي بودن وضع انسان صورت گرفت. با تحولات، انسان از وضع طبيعي بيرون آمد بعدها مارکس، انسان را موجود ابزار سازنده دانست. پس دولت را هم مي سازد و همه چيز بر طبق قرارداد ساخته مي شود. » » »
هویت ایرانی در گذرگاه تاریخ
هویت هر ملتی در طول تاریخ از مسیر پر فرازو نشیبی عبور کرده است. هویت مجموعه خصایصی است که تعلق فرد را به يک مکان محکم میکند و نظام ارزشها و هنجارهای او را مشروعيت میبخشد. اما یقیناً مفهوم هویت در اثر دگردیسیهای تاریخی دچار تحولات و تغییرات اساسی میشود. مثلاً اگر در قرن بیستم ایدئولوژیها در ساخت هویتها دخالت اساسی داشتند، امروز دستگاه مختصات جدیدی به نام مدرنیته هویتهای ملی، قومی را به چالش کشیده است. اینکه در عصر فرامدرن چه عناصری هویتها را میسازد و به چه جهان بینی برای تکوین هویت ایرانی باید معتقد بود، از جمله مسائلی است که در گفت و گو با شهرام اسلامی به بحث گذاشته میشود.
پایان نامه
خيلي از دانشجويان زمان نوشتن پايان نامه لحظه شماري ميكنند كه هرچه زودتر از شر اين بلاي آسماني خلاص بشوند . اما من وقتي كه كلمه پايان را در صفحه چهارصدم پايان نامه خودم نوشتم ، غم غريبي در وجودم احساس كردم ناخودا آگاه بغضم گرفت و نمي در چشمانم نشست . تقريبا يك سال پيش در همين ايام بود كه موضوع پايان نامه توسط دكتر سيد جواد طباطبايي به من پيشنهاد شد . اعتراف ميكنم اولين بار كه دكتر با من در اين مورد صحبت كرد ترس وجودم را فرا گرفت ، اسم جواد طباطبايي ، اسمي نبود كه ادم بخواهد فقط براي تفنن و كسب تجربه به ان فكر كند . خصوصا اينكه نام دكتر طباطبايي بعد از هجده سال دوباره در عرصه دانشگاه تهران مطرح مي شد ، اول بار احساس كردم اين فكر يك توهم تمام عيار است. » » »
طباطبایی و پروژهی فکری او
سید جواد طباطبایی و پروژهی فکری او در سالهای اخیر –با توجه به تغییر سمتوسوی فکری بسیاری از افراد تعقیبکنندهی مسائل سیاسی در ایران (از توجه به وجوه بیرونی امور سیاسی و بینش سیاستزده، به رجوع به مبانی فکری بنیانی و فلسفی سیاست)- بسیار مورد توجه قرار گرفتهاست.
شاید شکست جنبش اصلاحات و بارز شدن بنیانهای کمعمق فکری آن در طول این چند سال، یکی از عوامل اساسی در تغییر سمتوسوی توجهات و و معطوفشدن دوبارهی آنها به سمت رابطهی “سنت و تجدد” و یافتن راه برونرفت از وضعیت کنونی با تبیین نسبت ما با این دو، بودهاست.
در جستوجوی منطق شکستهای پیدرپی
جواد طباطبایی علت شکستهای پیدرپی جنبش تجددخواهی را فقدان اندیشه و نبود مفاهیم بنیادین در پس این تحولات میداند. از نظر او “شکستهای پیدرپی تحولات تاریخی و تجدد در ایران، صرف نظر از جنبههای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و تاریخی، ناشی از فقدان اندیشهای منسجم و کمبود برخی مفاهیم بنیادینی است که بدون آنها شالودهی هیچ دگرگونی تاریخی عمدهای استوار نخواهد شد. ” او میکوشد تا با بازنگری در تاریخ ایران منطق درونی آن را بکاود و از این راه به تبیین راههای پیش رو بپردازد. آن گونه که او خود اشاره میکند، او “تاریخ نگار اندیشهی سیاسی در ایران نیست، بلکه حتا آنجا که به حوادث تاریخی اشاره میکند، به ورای تاریخ و لاجرم به منطق درونی اندیشه و برآمدن، بسط و زوال آن نظر دارد. “
چالش سنت و تجدد
چالش سنت و تجدد در اندیشههای دکتر طباطبایی
سعید گلکار
دانشجوی دكتری علوم سياسی دانشگاه تهران
شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که مهمترین چالش فکری در ایران امروز هنوز بعد از گذشت دو قرن چالش سنت و تجدد است سوال از چیستی سنت و تجدد و رابطه جهان ایرانی با این دو مفهوم هنوز ذهن روشنفکر ایرانی را به خود مشغول داشته است. کمتر کتابی را میتوان در حوزه علوم انسانی و اجتماعی یافت که به این چالش نپرداخته باشد و یا حتی اشارهای به آن نکرده باشد. همه اینها نشان دهنده اهمیت این مفاهیم در حوزه روشنفکری ایران است. به قول دکتر میلانی رویارویی سنت و تجدد کلید درک و شناخت تاریخ صد سال اخیر ایران است.(۱)
انكار مدعى
نقدى بر نكته اى از مقدمه كتاب “تاريخ انديشه سياسى جديد در اروپا”، حسن قاضى مرادى، شرق
چه بسا روشنفكرانى كه گاه چون از تجدد و دموكراسى سخن بگويند، تامل وفاق جويانه اى در تو برانگيزند و اما اگر در پى احساس اينكه ساحت مباركشان در اثر تعرضى بحق يا حتى نابحق مخدوش شده واكنشى نشان دهند، تو به حيرت مى افتى كه چرا اينان خود در عمل پايبند آنچه مى گويند نيستند و بى مدارايى نشان مى دهند.و نمونه اش واكنشى است از سوى دكتر جواد طباطبايى به ادعاى معترضانه دكتر آرامش دوستدار نسبت به او در چند سال پيش كه بالاخره در مقدمه بخش نخست از جلد نخست كتاب «تاريخ انديشه سياسى جديد در اروپا» بروز يافت.
» » »
سراب عدالت اجتماعی
سخنرانی فردریش فون هایک در دانشگاه سیدنی۶ اکتبر ۱۹۷۶
تلاش برای یافتن معنای آنچه که ” عدالت اجتماعی” نام گرفته است، طی بیش از ده سال یکی از مشغلههای اصلی من بوده است. این تلاش با ناکامی روبرو شد؛ درستتر گفته باشم بدین نتیجه رسیدم که در جامعه انسانهای آزاد این عبارت از هر گونه معنائی تهی است. با وجود این، کاوش اینکه بچه دلیل این عبارت طی یک سده بر بحثها غالب بوده- و برخی گروههاهمهجا آنرا با موفقیت به کار گرفته اند تا آوردن بخش بزرگی از موهبتهای زندگی را بشارت دهند- شایسته توجه است. » » »
روشنفکران و سوسیالیسم
مقاله ای از فردریش فون هایک
ترجمه: مهشید معیری و موسی غنینژاد
چگونه ميتوان تاريخ ايران را نوشت؟
(بحثي در شرايط امکان يا امتناع تاريخ نويسي ايراني)
بهار زنده رودي
پيشگفتار
انتشار کتاب «ديباچه اي بر نظرية انحطاط ايران» (1)، فرصتي را فراهم آورده، تا با بازبيني به تاريخ گذشتة ايران، پرسش هايي نو در رابطه با اين تاريخ مطرح شود. مهمترين پرسش اين است که: چگونه مي توان تاريخ ايران را نوشت؟ پاسخ، شايد با پرسشي ديگر داده شود و آن اينکه: مگر تاريخ ايران نوشته نشده است و اصولا” چه ضرورتي به تاريخ نويسي دوباره وجود دارد؟ اگر بخواهيم مبنا را بر آگاهي قرار دهيم تا از آگاهي فردي به آگاهي اجتماعي و آنگاه به آگاهي تاريخي برسيم، مي توان گفت که تاريخ مي نويسيم تا به يک چنين آگاهي تاريخي برسيم، تا روابط و مناسبات خود را با ديگران، روشن و تنظيم کنيم. نوشتة حاضر مي کوشد، به بحث در شرايط امکان يا امتناع تاريخ نويسي بپردازد و از آنجا که نگارندة اين سطور معتقد به شرايط امتناع است، پس تلاش مي کند نشان دهد که تاريخ ايران نوشته نشده است و تا شرايط امکان پديد نيايد، امکان تاريخ نويسي در ايران نيز وجود ندارد.
» » »
نقدي بر كتاب مكتب تبريز
لطف الله آجوداني
سال گذشته بخشي از آخرين كتاب بحثانگيز سيد جواد طباطبايي در بخش كتاب خردنامه به چاپ رسيد، پس از آن نقدي بر اين كتاب به قلم علي اصغر حقدار باز هم در خردنامه چاپ شد و حالا اين دومين نقدي است كه براي كتاب مكتب تبريز و مباني تجددخواهي منتشر ميشود.
و اين تنها نشان از اهميت اين كتاب دارد كه با گذشت يك سال از انتشار آن هنوز هم قابليت بحث و بررسي بيشتر دارد. اين كتاب از سوي انتشارات ستوده تبريز در اوايل سال 85 به بازار كتاب عرضه شده است.
كتاب «مكتب تبريز و مباني تجددخواهي» نوشته دكتر سيد جواد طباطبايي، بخش نخست جلد دوم تاملي درباره ايران است كه به نوشته طباطبايي «به طور عمده انديشه سياسي دوران جديد ايران تا فراهم آمدن جنبش مشروطه خواهي را مورد بررسي قرار ميدهد»(ص 33).

