در پي ارسال نامه آقاي احمدي نژاد به اقتصاددانان براي مشورت خواهي، رياست جمهوري اعلام کرده که آماده برگزاري نشستي جهت گفتوگويصميمانه و مستقيم رييس جمهور با منتقدان سياستهاي اقتصادي دولت است. نظرتان در اين مورد چيست؟
نمي دانم چه اتفاقي افتاده است که ايشان از اقتصاددانانراه حل خواسته اند. اما مساله اين است که الان زمان طرحاين سوال ها نيست. الان زمان پاسخ دادن به اين سوال هاست. ايشان بيشتر از سه سال است سکان امور اجرايي کشور را دردست دارند. زماني که بر سرکار آمدند همه تئوري هاي اقتصادي اي را که قبل از ايشان طي شانزده سال قبل مطرح بود را رد کردند و گفتند ما خيلي راحت مي توانيم بدون اين تئوري ها مملکترا اداره کنيم بدون آنکه مردم مشکل پيدا کنند. ظاهر امر نشانمي داد که آقاي احمدي نژاد برنامه والگويي دارند. يعني وقتيهمه چيز را نفي مي کردند حتما بايد يک چيز اثباتي و ايجابي مي داشتند. اما الان که نزديک به سه سال از آن زمانگذشته، وقت طرح اين سوال ها نيست. اين سوال ها را بايد همانموقع طرح مي کردند. در واقع، قبل از اينکه کانديدا بشوند بايد اين سوالها را مطرح مي کردند. معلوم مي شود که ايشان برنامهاي ندارند، وگرنه اگر ب دارند، چرا اين سوالات را مطرح ميکنند؟ ايشان مي گويند که دنياي غرب دچار مشکل است والگوهايغربي جواب نمي دهد وما بايد يک الگوي جديدي درست کنيم. امادر اين مدت چه کار کرده اند؟ آن موقع نظر ايشان اين بودکه دنياي غرب در بن بستاست وسرمايه داري سيستم مناسبي نيستوسوسياليسم هم که شکست خورده و بايد يک الگوي ايراني واسلاميدرست کرد. خوب، فرض براين است که در اين سه - چهارساله اينالگو را درست کرده باشند. ديگر چه سوالي دارند که ازاقتصاددانان بکنند؟
کاهش قيمت نفت، چه تاثيري روي کسري بودجه سالآينده وتورم و مساپل وابسته به آن مي گذارد؟
سال گذشته حدود ۸۲ ميليارد دلار درآمد حاصل از صادرات نفتداشتيم. با وضعيتي که پيش مي رويم تخمين زده مي شود که اينرقم به ۵۰ تا ۵۵ ميليارد دلاربرسد. بيش از اين نخواهد شد. حتياگر فرض بگيريم که مثل پارسال ۸۰ ميليارد دلار درآمد ارزيداشته باشيم، دولت با وضعيت هزينه هايي که دارد و داشتهاست، مشکل خواهد داشت. يعني کسري بودجه اي که الان داريم - وتخمين هاي مختلفي درمورد آن وجود دارد - وخيم تر خواهد شد. اگر دولت بيايد طرح تحول اقتصادي مورد نظر خود را اجرا کندويارانه نقدي را هم که وعده داده بپردازد وضع بدتر خواهد شدو کسري بودجه عظيمي خواهد داشت. اين کسري بودجه اگر بزرگ تربشود هيچ راهي وجود ندارد جز آن که از منابع غير درآمدي اينکسري تامين شود واين به معناي افزايش حجم نقدينگي وبه وجودآوردن يک وضعيت تورمي خيلي شديد است. اگر اين سياست ها ادامهپيدا کند طي ماه ها و سالهاي آينده تورم از آنچه هست همبيشتر خواهد شد.
آقاي احمدي نژاد گفته بودند که کشور مي تواند درصورت وجود بحران با توجه به ذخاير ارزي که دارد خود رااداره کند. شنيده ها حاکي از آن است که مقدار ارزي که دراين صندوق هم وجود دارد چيزي بين بيست تا سي ميليارد دلاراست. به نظر شما درصورت کمبود منابع ارزي واستفاده از صندوقچه وضعيتي خواهيم داشت؟
نکته اينجاست که بههمان ميزان که از موجودي حساب ذخيره ارزي سخن گفته اند، بههمان ميزان هم تعهدات پرداخت از محل حساب ذخيره ارزي وجود دارد. در نتيجه، اينکه آن حساب الان موجودي اش مثلا ۲۵ ميليارددلاراست به اين معني نيست که اين قدر هم موجودي درازمدتخواهد داشت. البته، ظاهرا اگر آن تعهداتي که وجود دارد انجامشود، طبق آن چيزي که رييس بانک مرکزي مي گفتند حساب ذخيره مثبتخواهد بود. البته نگفتند که چقدر مثبت است و چون مبلغش رادقيقا نگفتند نمي توانم بگويم چقدر مي توان روي آن حسابکرد. اين سخن هم مانند سخنان آقاي احمدي نژاد است که يکدوره اي چيزهايي گفته اند و فراموش شده و حافظه تاريخي مردمما هم کوتاه است و يادشان مي رود. همين حرفهايي که دو - سهسال پيش دوستان ايشان مي گفتند درمورد مساپلي مانند تثبيتقيمت ها و يارانه ها، مي بينيد که الان ۱۸۰ درجه چرخيده اندو مخالف آن را مي گويند. يعني زماني که مجلس هفتم وطرفداران دولت فعلي قوه مقننه وقوه مجريه را گرفتند آن موقعصحبت هايشان تاکيد بر کنترل قيمت ها و تداوم يارانه ها بودولي الان برعکس آن سخن مي گويند و مردم هم فراموش کردهاند. اينها ظاهرا مي گويند الان اين حرفها را مي زنيم مردمهم شش ماه يا يک سال ديگر فراموش مي کنند.
با توجه به اينکه امسال انتخابات رياست جمهوري رادرپيش رو خواهيم داشت، آيا دولت به سياست هاي انبساطي پوليومالي خود ادامه خواهد داشت يا اينکه جلوي ريخت وپاش ها راخواهد گرفت؟
من فکر نمي کنم الان توانمديريتي دولت اينقدر باشد که بتواند يک کاري را به انجامبرساند از جهت کنترل تورم يا ساير اهداف اقتصادي. اينکه الانواقعا دولت دنبال چه هست را خيلي نمي شود پيش بيني کرد. بهخاطر اينکه اعتقاد دارم خود دولت هم نمي داند چه کار داردمي کند.
درمجموع، وضع تورم سال آينده چه خواهد بود؟ برخيمقامات دولتي اعلام کرده اند که تلاش مي کنند از افزايشتورم طي سال آينده جلوگيري کنند وحداقل آن را در حد ۲۵ درصدنگه دارند. اين اظهارات دقيقا به چه معنايي است؟ چرا که اين،بيشترين مقدار تورم در کل خاورميانه است.
اولاينکه تورم ۲۵ درصد تورم خيلي بالايي است. ثانيا فکر مي کنمکه پتانسيل تورمي که در جامعه ما به وجود آمده هنوز جاي آنرا دارد که تورم بيش از اين هم افزايش پيدا کند، به ويژه اين که دولت هيچ قصد صرفه جويي وکاستن از ريخت وپاش از هزينههايش را ندارد و همچنان اصرارش بر ادامه سياست گسترش اعتباراتو وام دهي است که اينها همه سياست هايي تورم زاست. سياستهاي دولت به نحوي است که کسري بودجه زيادي برايش به همراهآورده است. اين کسري بودجه خودش پتانسيلي قوي براي تورم ايجادمي کند. بنابراين اينکه خوش بينانه تصور کنيم تورم کنترل خواهدشد به نظرم دور از واقعيت است.
گفته مي شود که تا کنون تحريم هايي که عليه کشوربوده به دليل بالا بودن قيمت هاي نفت خودش را نشان ندادهاست. به نظر شما آيا اثرات تحريم هاي سازمان ملل طي ماههاي آينده بيشتر خود را نشان خواهد داشت؟
بيشتر از تحريم ها، پايين آمدن درآمدهاي نفتي روي دولتتاثير خواهد گذاشت. چون اگر درآمدهاي نفتي درسطح بالايي باشند،مي توان با هزينه بالاتري واردات را انجام داد وتحريم هارا دور زد. همان کاري که هميشه تا به حال انجام داده ايم. اما اگر درآمد هاي نفتي پايين بيايد آن وقت مشکل به صورتجدي تري خواهد بود. اگر بحران مالي جهاني به صورت شديدي تبديلشود به بحران اقتصادي واقعي وتقاضا براي نفت را به صورتمستمر کم کند، درآمدهاي ارزي ما کم خواهد شد واين تهديدجدي تري براي ثبات اقتصادي کشورمان خواهد بود تا تحريم ها. البته تحريم ها نيز طبيعتا بي تاثير نيست و هزينه ها را دراقتصاد ما بالا مي برد و آثار مخربي بر اقتصاد کشورماندارد.
طي سه سال گذشته کشورهاي عربي حوزه خليج فارس دههاميلياردلار درآمد حاصل از افزايش بهاي نفت را روانه صندوقهاي ذخيره خود کرده اند. چرا ما نتوانستيم طي همين مدت عملکرد مشابهي داشته باشيم؟
اين، ناشي از سياست هاي سهل انگاريوساده انديشانه اي است که فکر مي کند اداره کردن کشورواقتصاد جامعه کار راحتي است. اين تصورات ساده لوحانه واينمديريت هاي اقتضايي که برحسب اقتضاي زمان ما يک کاري ميکنيم ولزومي ندارد که يک تفکر منسجم ويک بينش سازگاري پشت آن وجود داشته باشد، نتيجه اش همين است. وقتي با واقعيت هايي کهانعطاف ناپذيرند روبه رو مي شويم آن وقت معلوم مي شود اهميترويکردهاي علمي به موضوع چقدر مهم است. الان ما دريک وضعيتيهستيم که داريم نتايج آن تفکرات ساده انديشانه که درگذشتهداشته ايم را مي بينيم که نسبت به کشورهاي همسايه مان عقبهستيم؛ چه از نظر رشد اقتصادي وچه از نظر دخاير ارزي. ايننشان مي دهد که يا آنها خيلي واقع بين بوده اند يا مادچار توهمات خيلي بيشتري بوده ايم ونتوانسته ايم از اينموقعيتي که دراين چند سال گذشته داشته ايم با بالا رفتندرآمد نفتي استفاده کنيم.

